خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۳۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چاره سودای ما پند نصیحتگر نکردتلخی دریا علاج خامی عنبر نکرد
۲
حیرت رویش به مژگان فرصت جنبش ندادموج دست و پا درین بحر گران لنگر نکرد
۳
تا نزد مهر خموشی بر دهن با صد زبانبوستان پیرا دهان غنچه را پر زد نکرد
۴
گرچه چشم انتظار ما ید بیضا نمودبوی پیراهن سر از جیب مروت بر نکرد
صفحهٔ ۱ از ۳