شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۳۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آه سردی ناتوانان را به فریاد آوردباد چون شیر این نیستان را به فریاد آورد
۲
حسن نازکدل ندارد طاقت تمکین عشقبلبل خامش گلستان را به فریاد آورد
۳
گریه بر عاشق گوارا نیست در شبهای وصلابر بی هنگام دهقان را به فریاد آورد
۴
از گرانجانان کاهل جسم دارد شکوه هاپای خواب آلود دامان را به فریاد آورد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth