شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۴۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر من از روشندلی وضع جهان هموار شدخار در پیراهن آتش گل بی خار شد
۲
خودبخود چون غنچه واشد عقده ها از کار منتا درین بستانسرا دست و دلم از کار شد
۳
دور گردان را وصال پرده داران هم خوش استطوطی ما از ادب یکرنگ با زنگار شد
۴
گر شود مرکز، بسوزد شهپر پرگار رانقطه بی طالع من بس که بی پرگار شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth