شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۴۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جذبه شوق تو هر کس را گریبان گیر شدهر سر مو بر تنش در قطع ره شمشیر شد
۲
نوبهار زندگی را در خزان از سر گرفتچون زلیخا هر که در عشق جوانان پیر شد
۳
عاشق مسکین نظر بندست هر جا می روددیده آهو به مجنون حلقه زنجیر شد
۴
یک دل آشفته عالم را پریشان می کندآخر از دلگیری ما عالمی دلگیر شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth