خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۴۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسرت از منقار خونآلود بلبل میچکدپاکدامانی چون شبنم از رخ گل میچکد
۲
آب و رنگ گلستان حسن افزون میشودهر قدر خون بیش از تیغ تغافل میچکد
۳
گر نصیب خار میگردد گناه قسمت استاشک شبنم در هوای دامن گل میچکد
۴
نسبت آن طره شاداب با سنبل خطاستآب کی در پیچ و تاب از زلف سنبل میچکد؟
صفحهٔ ۱ از ۳