خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۴۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از غبار خط دهان تنگ او پوشیده مانددیدنی نادیده و نادیدنی در دیده ماند
۲
گرچه هر خاری به دامن گل ازان گلزار چیدبیشتر گلهای باغ حسن او ناچیده ماند
۳
طاق ابروی ترا تا بست معمار قضاروی من از قبله اسلام بر گردیده ماند
۴
کرد اگر سیمین بران را پرده پوشی پیرهناز لطافت پیکر آن سیمبر پوشیده ماند
صفحهٔ ۱ از ۳