شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۴۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شوخ‌چشمان درد بیش و کم به دل افزوده‌اندورنه ارباب رضا از بیش و کم آسوده‌اند
۲
شور محشر را صفیر نی تصور می‌کننداین سیه‌مستان غفلت بس که خواب‌آلوده‌اند
۳
هرکه دید آن خال‌ها بر دور چشم یار، گفتاین غزالان بین که برگرد حرم آسوده‌اند
۴
کیستم من تا به گرد محمل لیلی رسم؟برق و باد از دور گردان قدم فرسوده‌اند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth