شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۴۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خانه آرایان ز تعمیر درون غافل شدنداصلشان چون بود از گل، خرج آب و گل شدند
۲
خشک مغزانی که نشکستند خود را چون حبابچون کف دریا و بال دامن ساحل شدند
۳
نغمه پردازی کنند از سیلی باد خزانچون صنوبر سرفرازانی که صاحبدل شدند
۴
جای حیرت نیست اهل عقل اگر مجنون شوندحیرت از دیوانگان دارم که چون عاقل شدند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth