خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۵۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دامن آنها کز گرانجانان دنیا میکشندبار کوه قاف آسان همچو عنقا میکشند
۲
همچو بار طرح میباشند بر دلها گرانشوره پشتانی که دست از کار دنیا میکشند
۳
میکشند آنان که خار از پا چو سوزن خلق راسر برون از یک گریبان با مسیحا میکشند
۴
میدهندش همچو مژگان جا به چشم خویشتنعاشقان گر خار راه عشق از پا میکشند
صفحهٔ ۱ از ۲