شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که چین منع از ابروی دربان وا کنداز دم عقرب گره را هم به دندان وا کند
۲
گوهر شهوار گردد آبرو چون شد گرهکس چه لازم چون صدف لب پیش نیسان وا کند؟
۳
می توان در گوشه عزلت به خود پرداختنیوسف ما را مگر دل چاه و زندان وا کند
۴
اختر اقبال خال و خط بلند افتاده استجای خود را مور در دست سلیمان وا کند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth