خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۵۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخنه سیل اشک من در سد اسکندر کندخون گرمم ریشه در فولاد چون جوهر کند
۲
مهر خاموشی چه سازد با دل بیتاب من؟سنگ خارا را شرار شوخ من مجمر کند
۳
از حدیث تلخ ناصح شد گرانتر خواب منبادبان را کشتی پربار من لنگر کند
۴
حاصل تن پروری غیر از گداز روح نیستچربی پهلوی گوهر رشته را لاغر کند
صفحهٔ ۱ از ۳