خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۵۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به کی گرد کدورت زیر دیوارم کند؟عشق کو تا از غم عالم سبکبارم کند
۲
با خیال یار در یک پیرهن خوابیده امبر ندارد سر زبالین هر که بیدارم کند!
۳
شد ز زنگ سینه من ناخن صیقل کبودسعی خاکستر چه با آیینه تارم کند؟
۴
چون رگ سنگ است از خواب گران مژگان منسیلی دوران عجب دارم که بیدارم کند
صفحهٔ ۱ از ۲