خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۵۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آسمان از برق آهم دست و پا را گم کندشور اشک من نمک در دیده انجم کند
۲
از بهشت جاودان آورد آدم را برونتا چه با اولاد آدم خوردن گندم کند
۳
هر که را پهلوی چربی هست از خوان نصیباز مروت نیست پهلو خالی از مردم کند
۴
زندگی را تلخ سازد پختگی بر کاملانباده تا نارس بود جوش طرب در خم کند
صفحهٔ ۱ از ۳