خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۵۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده پرخون من گر این چنین طوفان کندپنجه خورشید را سرپنجه مرجان کند
۲
در تن خاکی چه بال و پر گشاید جان پاک؟در سفال تشنه چون نشو و نما ریحان کند؟
۳
می شود مطلق عنان نفس از وفور مال و جاهعرض میدان اسب سرکش را سبک جولان کند
۴
ز اشتیاق آن لب شکرفشان شد دل دو نیمپسته را در پوست امید شکر خندان کند
صفحهٔ ۱ از ۲