خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۵۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صحبت روشن ضمیران جسمها را جان کندکوه را برق تجلی آتشین جولان کند
۲
حیرت روشندلان را نقشبند دیگرستنقش هیهات است این آیینه را حیران کند
۳
فیض مردان در زمان بیخودی افزونترستتیغ چون گردید عریان بیشتر طوفان کند
۴
می شود خار ملامت شهپر پرواز اوگردبادی را که شور عشق سر گردان کند
صفحهٔ ۱ از ۳