شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرنه دل را زلف مشکینش نگهداری کندکیست این بیمار را یک شب پرستاری کند؟
۲
حسن را از دیده بد، شرم می دارد نگاهمهر تابان را همان پرتو سپرداری کند
۳
می تراود بوسه زان لبهای نو خط بی طلبمیوه چون شد پخته، ممکن نیست خودداری کند
۴
چون هدف در پیش ابروی تو اندازد سپرماه نو صد سال اگر مشق کمانداری کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth