شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل در آن زلف زره سان جای خود وا می کندشست چون صاف است پیکان جانی خود وا می کند
۲
موشکافان زود در دلها تصرف می کنندشانه در زلف پریشان جای خود وا می کند
۳
طوطی از شیرین زبانی محرم آیینه شددر دل آهن سخندان جای خود وا می کند
۴
شد خراباتی گل از روی گشاد خویشتنبوسه در لبهای خندان جای خود وا می کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth