شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گریه من آب در جوی سحر می‌افکندناله من شعله در جان اثر می‌افکند
۲
آن لب حرف آفرین چون می‌شود گرم عتابآتش یاقوت پنداری شرر می‌افکند
۳
گر تبسم این چنین بر لعل او زور آوردلرزه بر آب زمین گیر گهر می‌افکند
۴
رشته بی‌تابانه از شرم میان لاغرشخویش را در کوچه تنگ گهر می‌افکند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth