شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خام دستانی که پشت پا به دنیا می‌زننددر حقیقت دستِ رد بر زاد عقبی می‌زنند
۲
بندگی را می‌کنند از خطّ آزادی سجلساده‌لوحانی که حرف ترک دنیا می‌زنند
۳
زود خواهد طشتشان افتادن از بام زوالمهر خود چون آفتاب آن‌ها که بالا می‌زنند
۴
چاره‌جویان را غم بیچارگان بار دل استناتوانان تکیه بر دوش مسیحا می‌زنند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth