شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر چنین خوبان صلای جام الفت می دهندبلبل محجوب ما را بال جرأت می دهند
۲
حیرتی دارم که کافر نعمتان درد و داغچون به دست آه طومار شکایت می دهند؟
۳
طفل طبعان چون مگس بر شهد جان چسبیده اندتلخکامان جان شیرین را به رغبت می دهند
۴
خون ما را روز محشر شاهدی در کار نیستلاله رخساران به خون ما شهادت می دهند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth