شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاد ایامی که بزم عیش ما معمور بودمغز ما از نشأه می پرده دار حور بود
۲
شیشه می نیم هوشی داشت از همصحبتانروی مجلس در نقاب بیخودی مستور بود
۳
لاله رویان را دل ما تشنه نظاره ساختآب این سرچشمه آیینه گویا شور بود
۴
قرب منزل نعل ما را بر سر آتش گذاشتداشتیم آسایشی تا منزل ما دور بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth