شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ذوق خاموشی مرا روزی که دامنگیر بودگرد را هم سرمه سای ناله زنجیر بود
۲
این زمان منزل پرستم، ورنه چندی پیش ازیننقش پای خضر در چشمم دهان شیر بود
۳
دست معمار فلک را کوتهی پیچیده داشتتا دل ویرانه من قابل تعمیر بود
۴
زهر چشم عشق هر پیمانه خونم که دادچون به رغبت نوش کردم کاسه پر شیر بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth