شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زر و بال منعمان روز قیامت می‌شودعاقبت هر فلس ماهی داغ حسرت می‌شود
۲
تا برآمد از وطن یوسف عزیز مصر شددانه گوهر در زمین پاک غربت می‌شود
۳
از تماشا دیده عاشق نمی‌گیرد قرارلنگر این بحر خون‌آشام حیرت می‌شود
۴
می‌رسد آخر به جایی بی‌قراری‌های ماپیچ و تاب عشق زنجیر عدالت می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth