خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۷۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از گلستانی که بلبل روی گردان می شودشبنم رخسار گل اشک یتیمان می شود
۲
نیست جان کاملان را در تن خاکی قرارمی رود آسایش ازگوهر چو غلطان می شود
۳
نیست ممکن آب با آیینه گردد سینه صافتیرگی رزق سکندر زآب حیوان می شود
۴
مهر خاموشی کند بی پرده راز عشق رازخم صبح از بخیه انجم نمایان می شود
صفحهٔ ۱ از ۳