خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۷۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گوش شو هر جا سخن را ساز نتوانی نمودمهر بر لب زن دلی گرباز نتوانی نمود
۲
بر میاور سر ز جیب خامشی چون شمع روزگر سر خود را فدای گاز نتوانی نمود
۳
بیقراری می رساند شهپر توفیق رابال بر هم زن اگر پرواز نتوانی نمود
۴
پا به دامان اقامت، سر به زیر بال کشپنجه چون در پنجه شهباز نتوانی نمود
صفحهٔ ۱ از ۲