شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۷۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از گرانان هر که چون عنقا گرانجانی کشیدبار کوه قاف بتواند به آسانی کشید
۲
پیش آن طاق دو ابرو بر زمین نه پشت دستقبله خود کن کمانی را که نتوانی کشید
۳
خون عرق کردم زدست و پای بیتابی زدنتا چو قربانی سر و کارم به حیرانی کشید
۴
در غبار خط نهان گردید آن لبهای لعلگنج رخت از بیم چشم بد به ویرانی کشید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth