شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۷۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از گداز جسم، جان پاک گوهر شد سفیدآخر از خاکستر خود روی اخگر شد سفید
۲
ریزش باران کند روشن سحاب تیره رااز سرشک افشانی آخر دیده تر شد سفید
۳
چشم شرم آلود هجران می کشد در عین وصلدیده بادام در آغوش شکر شد سفید
۴
شرمساری تیرگی از نامه ما می برداز بهار خویش خواهد روی عنبر شد سفید
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth