شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۷۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بوسه از کنج دهان دلربا دارد امیداین دل گستاخ را بنگر چها دارد امید
۲
خاک در چشمی که در دوران آن خط غبارروشنی از سرمه و از توتیا دارد امید
۳
در شمار خودفروشان است در بازار حشرکشته ای کز دست و تیغش خونبها دارد امید
۴
نور اسلام از جبین کافران دارد طمعهر که از چشمش نگاه آشنا دارد امید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth