شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۷۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شود خون عاقبت هر دل که زلفش را به چنگ افتدخلاصی نیست هر کس را که در قید فرنگ افتد
۲
نباشد هیچ نوشی در جهان تلخ بی نیشیزبند نی، شکر آزاد چون گردد به تنگ افتد
۳
به تمکین خموشی بر نیاید هیچ کج بحثیکه گردد راست قلابی که در کام نهنگ افتد
۴
دل از خط بناگوش تو دارد آنقدر راحتکه طوفان دیده ای را دامن ساحل به چنگ افتد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth