شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۸۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی بندد کمر هر کس کز او زنار برگرددمباد آن روز کز من روی زلف یار بر گردد
۲
زجان سیرست هر کس می نهد انگشت بر حرفمبه گرد راه گردد بخت چون از مار برگردد
۳
در آن کشور که جنس من فشاند گرد راه از خودغبارآلود خجلت یوسف از بازار برگردد
۴
مرا بیمارداریهای چشمی ناتوان داردمسیحا از سر بالین من بیمار برگردد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth