شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۸۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر از پرده زلف سیه رویش عیان گرددجهان از خنده برق تجلی گلستان گردد
۲
نگه دارد خدا از چشم بد، حیرانیی دارمکه اشک گرمرو در چشم من خواب گران گردد
۳
چه خواهد بود حال کشتی بی ناخدای مادر آن دریای پرشورش که لنگر بادبان گردد
۴
به نیکان هر که بنشیند، بدان را نیک پنداردنشیند با بدان هر کس، به نیکان بدگمان گردد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth