خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زفیض عشق دلهای مخالف مهربان گرددزآتش رشته های شمع با هم یکزبان گردد
۲
زکوه غم مترسان سینه دریادل ما راکه این بار گران برکشتی ما بادبان گردد
۳
تماشای رخش بی پرده از چشم که می آید؟مباد آن روز کاین آیینه بی آیینه دان گردد
۴
یکی صد شد زپند ناصحان سرگرمی عشقمکه بر دیوانه سنگ کودکان رطل گران گردد
صفحهٔ ۱ از ۴