خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بغیر از خامه کز بیطاقتی گرد سخن گرددکجا گرد سر پروانه شمع انجمن گردد؟
۲
مرا نظاره رخسار او مهر خموشی شدچه حرف است این که از آیینه طوطی خوش سخن گردد؟
۳
نه از خط سبز شد پشت لب آن شیرین تکلم راکه از دلبستگیها حرف گرد آن دهن گردد
۴
تماشای خرام او جنون می آورد، ترسمکه طوق قمریان زنجیر بر سر و چمن گردد
صفحهٔ ۱ از ۴