شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۸۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز آهم بیستون سرچشمهٔ سیماب می‌گردددل آهن زبرق تیشه من آب می‌گردد
۲
درین دریا نه تنها قطره سر از پا نمی‌داندزبان موج می‌پیچد، سرگرداب می‌گردد
۳
به داد حق قناعت کن که با اکسیر خرسندیبه خاکستر اگر پهلو نهی سنجاب می‌گردد
۴
کمر بسته است نه گردون به خون آبروی منبه آب روی من پنداری این دولاب می‌گردد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth