خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرانی میکند بر تن چو سر بیجوش میگرددسبو چون خالی از می گشت بار دوش میگردد
۲
ز نور عاریت بگذر که شمع ماه تابان رااگر صدبار روشن میکنی خاموش میگردد
۳
در آن محفل گل از کیفیت می میتوان چیدنکه ساقی پیشتر از دیگران مدهوش میگردد
۴
خطر بسیار دارد در کمین همواری دشمنز سگ غافل مشو زنهار چون خاموش میگردد
صفحهٔ ۱ از ۳