خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا از حرفهای قالبی دل تنگ میگرددز عکس طوطیان آیینهام پرزنگ میگردد
۲
گرانی میکند بر خاطرم یاد سبکروحانپری بر شیشه نازکدل من سنگ میگردد
۳
به یاد خلوت آغوش او هرگاه میافتمفضای آسمان بر دیده من تنگ میگردد
۴
که دارد یاد معشوقی به این کیفیت از خوبان؟عرق بر چهره صافش می گلرنگ میگردد
صفحهٔ ۱ از ۴