خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کجا دیوانه را دل از ملامت تنگ میگردد؟که نخل بارور را دل سبک از سنگ میگردد
۲
ز دستانداز گردون کوتهاندیشی که مینالدنمیداند که ساز از گوشمال آهنگ میگردد
۳
ز بس عالم سیه در چشمم از نادیدنیها شدمرا آیینه دل صیقلی از زنگ میگردد
۴
به آهی کوه تمکین نکویان را سبک سازمبه من فرهاد سنگین دست کی همسنگ میگردد؟
صفحهٔ ۱ از ۲