شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۸۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل از گفتار ناسنجیده بی آرام می گرددکه شکر خواب، تلخ از مرغ بی هنگام می گردد
۲
تلافی را مکافات عمل در آستین دارددهن گوینده را تلخ اول از دشنام می گردد
۳
ندارد نامداری حاصلی غیر از سیه روییعقیق از ساده لوحیها به گرد نام می گردد
۴
دوامی نیست رنگ آمیزی میهای لعلی رانبیند زردرویی هر که خون آشام می گردد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth