خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل صد پاره زان گرد می گلفام می گرددکه این اوراق را شیرازه خط جام می گردد
۲
ندارد دل قرار از گردش گردون، چه دورست اینکه طفل از جنبش گهواره بی آرام می گردد
۳
درین محفل که صاف از درد و درد از صاف می جوشدصفای وقت دارد هر که درد آشام می گردد
۴
کدامین مرغ زیرک را قضا در دام می آرد؟که اشک شادیی برگرد چشم دام می گردد
صفحهٔ ۱ از ۳