خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشان یوسف گم گشته پیدا از تو می گرددچراغ دیده یعقوب بینا از تو می گردد
۲
تو چون در جلوه آیی از که می آید عنا نداری؟که کوه طور در دامان صحرا از تو می گردد
۳
فریبنده است چندان شیوه های چشم مخمورتکه بی تکلیف، زاهد باده پیما از تو می گردد
۴
دل صد پاره ما را به داغ عشق روشن کنکه ذرات جهان خورشید سیما از تو می گردد
صفحهٔ ۱ از ۳