خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خط از خون مانع آن غمزه کافر نمی گرددزبان شمشیر را پیچیده از جوهر نمی گردد
۲
بلایی نیست چون افسردگی دلهای روشن رانمی گردد یتیم این قطره تا گوهر نمی گردد
۳
از ان از گرد عصیان رو نمی تابم که آیینهنگردد تا سیه، مشتاق روشنگر نمی گردد
۴
شکایت نیست از دور فلک ارباب عرفان رادل مستان ملول از گردش ساغر نمی گردد
صفحهٔ ۱ از ۲