خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل دیوانه من از سپاهی بر نمی گردددم شمشیر برق از هر گیاهی بر نمی گردد
۲
طلبکار تو از شوق آتشی در زیر پا داردکه چون سیلاب از هر سنگ راهی بر نمی گردد
۳
مگر خودروی گردان گردد از بیداد آن بدخووگرنه این ورق از هیچ آهی بر نمی گردد
۴
سزای خاکمال خط مشکین است رخساریکز او مطلب روا هرگز نگاهی بر نمی گردد
صفحهٔ ۱ از ۴