شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۸۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بجز چشمش که چشم از دیدن من از حیا بنددکدامین آشنا دیدی که در بر آشنا بندد؟
۲
نبندد دسته گل در گلستانها کمر دیگرمیان خویش را چون تنگ آن گلگون قبا بندد
۳
به بیداری نمی آید زشوخی بر زمین پایشمگر مشاطه در خواب آن پریرورا حنا بندد
۴
به روی تازه چون گل تازه رو داریم گلشن رانمی بندد کمر هر کس کمر در خون ما بندد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth