خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به زنجیر تعلق خلق را دست قضا بنددچو صیادی که صید کشتنی را دست و پا بندد
۲
شکار لنگ میجویند صیادان کم فرصتهمیشه پای خواب آلود را غفلت حنا بندد
۳
نگردد توتیا در زیر دیوار گرانجانیچو برگ کاه هر کس خویش را بر کهربا بندد
۴
قضا چون سایه از دنبالهٔ اعمال میآیدگناه لغزش خود را چرا کس بر قضا بندد؟
صفحهٔ ۱ از ۲