شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۸۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز حُسنِ شوخ‌طَرْفی دیده‌های تر نمی‌بندددر این دریا ز شورش دَر صدفْ گوهر نمی‌بندد
۲
دمِ سردِ ملامتگر چه سازد با دل گرمم؟زبانِ شعلهٔ بی‌باک را صَرْصَر نمی‌بندد
۳
مزن چین بر جَبین ای سنگ‌دل در منتهای خطکه در فصلِ خزان، گلزار را کس در نمی‌بندد
۴
نظر بر رِخْنِهٔ مُلْک است دایم پادشاهان راچرا ساقی، دهانِ ما به یک ساغر نمی‌بندد؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth