شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۸۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گه از خم، گه زساغر، گه زمینا سر برون آردشراب عشق هر ساعت سر از یک جا برون آرد
۲
درین عبرت سرا هر کس که دستی در کرم داردگلیم خویش را چون ابر از دریا برون آرد
۳
مگر آتش عنانیها به فریادم رسد، ورنهکه دارد آنقدر فرصت که خار از پا برون آرد؟
۴
به آب تیغ نتوان شست رنگ خون ناحق راچسان دامان خود قاتل زدست ما برون آرد؟
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth