شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۹۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زمژگان که ناخن در فضای سینه می بارد؟که خون چون نافه ام از خرقه پشمینه می بارد
۲
بود یک شمه از ناسازی گردون به میخوارانکه ابر بی مروت در شب آدینه می بارد
۳
به شیران طعمه از پهلوی خود گردون دهد، امااگر گاوی دهن را وا کند لوزینه می بارد
۴
چراغ مهر از تردستی شبنم نمی میردعبث ابرتر مژگان به داغ سینه می بارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth