خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۹۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا خرسندی از سامان دنیا محتشم دارددل خرسند هر کس دارد از دنیا چه غم دارد؟
۲
نمی گردد به خاطر هیچ کس را فکر برگشتنچه خاک دلنشین است این که صحرای عدم دارد
۳
سبکسیری که چون تیرش زبان و دل یکی باشدبه هر جانب که رو آرد گشایش در قدم دارد
۴
شکست از صبح صادق فوج شب با آن گرانسنگیحذر کن از صفی کز راستی با خود علم دارد
صفحهٔ ۱ از ۲