شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۹۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لباس عاریت پیش از طلب انداختن داردقماری را که بردی نیست در پی، باختن دارد
۲
پشیمانی ندارد جان به آن جان جهان دادننفس در زیر آب زندگانی باختن دارد
۳
زر و سیم جهان از مار افزون می گزد دل راکلید گنج را از کف چومار انداختن دارد
۴
گرانی می کند گرد علایق بر دل روشنازین زنگار این آیینه را پرداختن دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth