خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۹۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خضر چشم حیات از آب حیوان سخن دارددم عیسی نفس از تازه رویان سخن دارد
۲
سیاهی از سیاهی نگسلد تا کعبه مقصدچه معموری است حیرانم بیابان سخن دارد
۳
فضای تنگ گردون بست راه گفتگو بر منخوشا طوطی که از آیینه میدان سخن دارد
۴
به صبح سردمهر خویش ای گردون چه می نازی؟چنین صد شمع کافوری شبستان سخن دارد
صفحهٔ ۱ از ۳